ناموس حیات وحش ایران
ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

  قدم به قدم با یوزپلنگ آسیایی، جانوری که جز ایران خانه ای ندارد
تا پیش از کشته شدن خانواده «ماریتا»، هنوز نام یوز بر سر زبان ها نیفتاده بود. ماریتا توله یوزی بود که خانواده اش 16 سال پیش به قتل رسیدند و خود، تک و تنها نه سال در قفس ماند تا جان داد. این فاجعه بعدها به پیشنهاد انجمن یوزپلنگ ایرانی، روزملی یوزپلنگ آسیایی نام گرفت تا هر سال در نهم شهریورماه، سالروز این قتل عام به برگزاری برنامه های آموزشی برای حفاظت از یوزآسیایی اختصاص یابد. خطر انقراض این گونه و نیاز شدید به حفاظت باعث شد تا دوران حیات ماریتا که تنها یوزآسیایی در حصار بود، با آغاز پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی در ایران همزمان شود. در بعضی مناطق قلاده گذاری رادیوتله متری روی گردن یوزها به اجرا درآمد و در مناطق مشکوک به رفت و آمد یوز، دوربین های تله ای برای گرفتن تصویر آنها نصب شد و به تدریج با دریافت اطلاعات جدید، تحقیقات وارد فاز تازه ای شد؛ داده های اطلاعاتی جدیدی از زندگی این گربه سان منحصر به فرد به دست آمد و زیستگاه های اصلی اش در ایران مشخص شد.
با آنکه از اجرای پروژه حفاظت از یوزآسیایی نزدیک به یک دهه می گذرد، هنوز هم متأسفانه از زندگی این جانور چیز زیادی در دست نداریم و اطلاعات جانورشناسانه این جانور کمابیش همان هایی است که محققان خارجی از تحقیق روی یوزهای آفریقایی به دست آورده اند؛ هرچند تحقیقات جدید از تفاوت های زیستگاهی زیرگونه های آسیایی و آفریقایی یوز خبر داده و احتمال اختلاف در نحوه زندگی آنها را بالا برده است. یکی از مسیرهای تحقیق روی یوز، بررسی این جانور در حصار است، با این شرط که محیط آن، چیزی مانند زیستگاه اصلی اش باشد. با آنکه کوشکی یوزآسیایی در دسترس محققان بود اما به خاطر عدم تطبیق محل زندگی اش با زیستگاه واقعی نتوانست چنان که باید چنین نقشی را ایفا کند. کوشکی مشهورترین یوز پس از ماریتاست که سه سال پیش از دست یک مختلف جان به در برد و حالا در حصاری 12 هکتاری در میان دشت، تک و تنها از این سو به آن سو می دود.


 
یوزنامه ایرانی
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

  نگاهی به دانش ایرانیان قدیم از یوز
یوزپلنگ آن جانوری نیست که می شناسید. شاید به کار بردن نام یوزپلنگ به معنی یوز، برای ایرانیان امروز جا افتاده باشد و کمتر واژه یوز را به تنهایی به کاربرند. اما در نگاه ایرانیان قدیم یوزپلنگ جانور دیگری بود. اگر یوزی با پلنگی آمیزش می کرد، فرزندشان را «یوزپلنگ» می نامیدند و اگر با شیر جفت گیری می کرد فرزندشان را «یوزشیر» می خواندند (فرهنگ ناظم الاطباء). اما این اصطلاح دومی دیگر به گوش ایرانیان آشنا نیست؛ چرا که شیر ایرانی مدت هاست نسلش در ایران ورافتاده. فارغ از اینکه این داستان و باور قدیمی ایرانیان با دانش زیست شناسی امروز جهان می خواند یا نه، باید بدانیم که کمتر کسی از دانش زیست شناسی کهن ایرانی با خبراست.


 
عقاب طلایی ایران حکمران صخره های بلند
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

نگاهی جانورشناسانه به پرنده سریع و قدرتمندی که در بلندترین نقاط زندگی می کند
در دل صخره ای بلند و نفوذناپذیر و ارتفاعات دست نیافتنی، شکارچی قهاری حکمرانی می کند که آوازه اش در ابهت و قدرت، از وقتی تاریخ یادش می آید، زبانزد داستان ها و محافل بوده است. مهارت بی بدیلش در شکار و سیطره اش بر پهنه کوه های بلند و دشت های وسیع است که «سلطان پرندگان» را لقبی برازنده برای حکمران کوهستان ها، یعنی عقاب طلایی کرده است؛ شکارچی تیزبینی که در چشم به هم زدنی، طعمه اش را با سرعت و دقتی بی مثال می رباید و با چنگال های تیز و قدرتمندش، در همان دم اول کار او را یکسره می کند. عقاب طلایی با نام علمی Aquila chrysaetos، در کنار عقاب دریایی دم سفید، عقاب دریایی و عقاب شاهی (شاه باز)، در دسته عقاب های بزرگ جثه قرار می گیرد؛ همان هایی که بزرگ ترین عقاب های ایران هستند. در میان این دسته، عقاب طلایی یک فرق اساسی با سه عقاب دیگر دارد؛ آنها بیشتر در تالاب ها و دریاها زندگی می کنند اما عقاب طلایی، در کوهستان ها، تپه ماهورها و دشت های پهناور روزگار می گذراند و حکمران بی چون و چرای صخره های بلند ایران است.
اگر داستان ربودن یک کودک سه ساله اصفهانی توسط پرنده ای غول پیکر را شنیده اید و ماجرای از زمین بلند کردن گوسفند یا بزی توسط پرنده ای به گوشتان خورده، منظور گوینده آنها از آن پرنده همین عقاب طلایی است. شاید آنهایی که از نزدیک قد و قامت عقاب طلایی را دیده اند، حق داشته باشند که این گونه بیندیشند؛ چشم های پرنفوذ، چنگال های بلند و تیز، منقار داس مانند و بال هایی که وقتی باز می شوند از طول بدن انسان هم بلندترند، باعث می شود تا باور همه اینها را ممکن کند. از بین 12 گونه عقاب بزرگ یا کوچک جثه ای که در ایران زندگی می کنند، عقاب طلایی بعد از عقاب دریایی دم سفید، بزرگ ترین است. همین است که این گونه بی رقیب در پهنه سرزمین می پروراند؛ پرنده ای که آسمان همه جای ایران را در می نوردد و فقط کویرهای مرکزی و جنوب شرقی ایران پرواز این پرنده باشکوه را نمی بیند، آن هم به این خاطر که ارتفاعات مناسبی برای لانه سازی آنها وجود ندارد. عقاب طلایی، حد و مرز نمی شناسد و در تمام ایران به جز این مناطق زندگی می کند.


 
۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

حتی متخصصان شناخت حیوانات نیز گاهی با دیدن برخی از حیوانات به شدت شگفت زده می شوند. حیات وحش هنوز هم پر از مخلوقات عجیب و غریب و شگفت آور است که خصوصیات جالبی دارند یا حتی هنوز برخی از آن نامها به گوشتان نخورده است. در اینجا از چند حیوان که ممکن است برای شما اسم هایی ناآشنا به شمار روند نام می بریم. این فهرست بدون هیچ ترتیب خاصی لیست شده است.

آردولف (Aardwolf)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این پستاندار در آفریقا زندگی می کند و شباهت زیادی به کفتارهای زرد و خاکستری باریک دارد، اما در حقیقت فقط از حشرات و موریانه ها تغذیه می کند. نام این حیوان به معنی گرگ خاکی است، زیرا علاقه خاصی به حفر کردن تونل در زمین دارد. رقیب سرسخت این حیوان در حفر تونل، یک آفریقایی دیگر به نام « آردوارک» است که خوک خاکی نامیده می شود.

آرگالی (Argali)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

آرگالی، بزرگترین گوسفند وحشی (با بیش از 120 سانتی متر طول ) و داشتن شاخ هایی بزرگ و منحنی شکل است. این حیوانات، بومی مناطق مرکزی آسیا ( سیبری، مغولستان و تبت ) هستند و به خاطر شکار بی رویه آنها به منظور استفاده های پزشکی در چین به شدت در معرض انقراض قرار دارند. این حیوانات به جز در فصل جفتگیری معمولا به صورت انفرادی زندگی می کنند.

دوروکولی (Douroucouli)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این میمون های شب فعال، به دلیل داشتن چشمان قهوه ای بزرگ به نام میمون های جغدی نیز شناخته می شوند. سه گونه از این حیوانات در مناطق حاره ای آمریکای جنوبی و مرکزی زیست می کنند. این حیوانات حداقل 8 گونه صدای مختلف ایجاد می کنند که به طور برجسته ای با یکدیگر متفاوت است. (خرخر خشن، خرخر طنین دار، جیغ، تحریر، ناله و زاری، صدای بلع، عطسه و فریاد کشیدن )

سوسلیک اروپایی (European souslik)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این اسم در واقع متعلق به همان سنجاب زمینی معمولی ساکن اروپا و آسیاست. این حیوانات به همراه موش های صحرایی به خاطر رژیم غذایی شان از عجیب ترین جوندگان به شمار می روند زیرا به راحتی گوشت، پرندگان و حتی موش ها را می خورند.

فوسا (Fossa)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

فوسا،بزرگترین عضو از خانواده «سیوِت» هاست که 1.5 متر طول دارد و درضمن بزرگترین گوشتخوار ماداگاسکار نیز محسوب می شود. این حیوان شباهت زیادی به مانگوز دارد اما خصوصیاتی شبیه به گربه سانان از خود بروز می دهد. پوست نارنجی – قهوه ای این حیوان کاملا مشخص و قابل تشخیص است. هم اکنون تنها 3000 عدد از این گونه در طبیعت یافت می شوند و نام این حیوان در فهرست حیواناتی قرار گرفته که در معرض انقراض قرار دارند.

ساکی پشمالو (Hairy Saki)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این میمون در آمازون و معمولا بر روی درخت ها یافت می شود. نام دیگر این حیوان میمون ساکی است که برگرفته از بالاتنه این حیوان است که کاملا مشابه یک میمون است. مشاهده این حیوان در اسارت تقریبا غیر ممکن است و دلیل آن هم وجود خصوصیتی عجیب در این میمون هاست : این میمون ها به شدت بر اثر درگیری یا هر عامل دیگری مضطرب شده و به سرعت می میرند.

گریسون کوچک (Lesser Grison)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

یکی از گوشتخوارانی است که کمتر شناخته شده و در مورد آن تحقیق شده است. این موجودات ساکن«پاتاگونیا» و همسایگی های آمریکای جنوبی هستند. این موجود حدودا 30 سانتی متر طول دارد و پوست خز مانند سایه و سفید آن، شباهت زیادی به قاقم ها و مارتن ها دارد. در کشور پرو این حیوانات را مانند فرِت ها دست آموز می کنند و برای شکار چینچیلا از آنها استفاده می کنند.

موش ماه (Moonrat)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این موجود با این ظاهر عجیب و غریب، نام دیگری نیز دارد : جوجه تیغی پشمالو. این حیوان ساکن جنوب شرق آسیاست. موی سیاه یا قهوه ای تیره این حیوان تضاد جالبی را با صورت عجیب و غریب و بینی کشیده آن به وجود آورده است. با 25 سانتی متر طول می توان این حیوان را بزرگترین حیوانی نامید که فقط از حشرات تغذیه می کند. نکته جالب اینجاست که جنس ماده این حیوان به مراتب از جنس نر آن، قوی تر است.

. کاکومیستل آمریکای شمالی (North American Cacomistle)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این مخلوق، شباهت زیادی به راکون دارد و بومی مناطق جنوبی کشور ایالات متحده است. این حیوان اندازه کوچکی دارد و بسیار خجالتی است. نام های دیگر این حیوان «سنجاب گربه ای» و «گربه دم حلقه ای» است که به خاطر دم بلند و حلقه مانندش بر روی آن نهاده شده است. این اسم براساس این داستان ها نهاده شده که گفته می شود این حیوان، نیمی گربه و نیمی شیر کوهی است. این حیوان هم اکنون در لیست حیوانات در حال انقراض قرار ندارد اما توجه خاصی برای وارد نشدن این حیوان به فهرست مذکور نیاز است.

1 پیچیسیگوی کوچک (Pink Fairy Armadillo)
 

۱۰ پستانداری که احتمالا نمی دانستید وجود دارند !

این حیوان را «آرمادیلوی افسونگر» یا «آرمادیلوی صورتی» نیز می نامند. این مخلوق، ساکن کشورآرژانتین است و به ندرت طول آن از 115 میلی متر تجاوز می کند. آنها بیشتر در حفره های زیرزمینی خود زندگی می کنند و بسیار به ندرت در اسارت یافت می شوند. آنها در فرار کردن متخصص هستند و می توانند با سرعت زیادی زمین را حفر کرده و پنهان شوند.


 
دونده حیات وحش
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

در حیات وحش سرعت یکی از بهترین راه های دفاع است و جانورانی که سریع تر باشد بهتر می توانند از دست دشمنانشان بگریزند. اما شکارچیان هم این راز را فهمیده اند و سرعت بعضی ازآنها کمتر از معروف ترین دونده ها نیست. در اینجا سرعت 10 پستاندار دونده را با هم مقایسه می کنیم.

67 کیلومتر در ساعت
 

روباه یک موجود شکارگر است اما در مواقع ضروری حتی از گیاهان هم تغذیه می کند. روباه ها از سرعتشان برای شکار خرگوش و موش و حتی بعضی پرندگان استفاده می کنند. روباه ها مدت کوتاهی را با این سرعت می دوند (حداکثر دو دقیقه) آنها هم صفر تا صد طولانی ای دارند. به عبارتی نمی توانند از سرعت صفر حرکت کرده و به ماکزیمم برسند.

68 کیلومتر در ساعت
 

کایوت ها از سرعت نسبتاً زیادشان برای شکار بعضی پستانداران (از ریز تا درشت) استفاده می کنند. آنها از موش و خرگوش تا گوزن و گاو وحشی را برای غذا شکار می کنند. البته به شکل گروهی شکار می کنند و این باعث می شود که فرار کردن از دستشان کمی سخت تر باشد. کایوت ها صفر تا صد کوتاهی دارند و با سرعت می توانند از حالت ساکن به حداکثر سرعتشان برسند. آنها مدت نسبتاً بلندی می توانند با این سرعت حرکت کنند (حدود ده دقیقه).

72 کیلومتر در ساعت
 

تازی ها سرعتشان را با نبوغ و تیزهوشی شان همراه می کنند تا به عنوان یک شکارچی بسیارجدی مطرح شوند. آنها در گروه های بسیار منظم و تخصصی شکار می کنند یکی شکار را دنبال می کند و دیگری به شکار حمله می کند و به نوبت این کار را تکرار می کنند تا صید از پا درآید. حداکثر سرعتشان را از صفر نمی توانند آغاز کنند. آنها در حال دویدن ناگهان سرعتشان را تا ماکزیمم اضافه می کنند. حداکثر زمانی که با این سرعت می دوند ده دقیقه است.

75 کیلومتر در ساعت
 

گوزن های bighorn یکی از بزرگترین گونه های پستانداران روی خشکی محسوب می شوند که درآمریکای شمالی و شرق آسیا زندگی می کنند. البته این گوزن بزرگ جثه، از سرعتش برای شکار استفاده نمی کند بلکه با این سرعت می تواند از دست شکارچیانش فرار کند. گوزن ها با سرعت حداکثری شان می توانند بیش از 51 دقیقه حرکت کنند.... اما پس ازآن تقریباً به حالت ایستا در می آیند و تا مدت طولانی ای تکان نمی خورند.

76 کیلومتر در ساعت
 

اسب چارکی می تواند یک دور مسابقه را در یک چهارم زمان مرسوم طی کند. برای همین به آن اسب چارکی می گویند. این اسب تا سرعت 76 کیلومتر در ساعت هم دویده است. کاری که تقریباً هیچ یک از اسب های دیگر قادر به انجامش نیستند. اسب چارکی پس از52 ثانیه به سرعت ماکزیمم را به دست می آورد و حداکثر هفت دقیقه با این سرعت می دود. پس ازآن به آرامی قدم بر می دارد.

80 کیلومتر در ساعت
 

جان تامسون این گوزن را کشف کرد به همین دلیل نامش را روی این گوزن گذاشتند. این گوزن یک سر و گردن از همتایان دیگرش بالاتر است؛ هم ازنظر شکل و جثه و هوشمندی و هم از نظر سرعت. گوزن تامسون می تواند سرعتش را تا 80 کیلومتر در ساعت برساند حتی وقتی زیگزاگ می دود. او تقریباً به راحتی می تواند از دست یوزپلنگ ها فرار کند. مهم ترین دلیل این امر سرعت بسیار زیادش نیست، بلکه یک گوزن تامسون مدت طولانی تری می تواند با این سرعت زیاد بدود. درحالی که یوزپلنگ زمان زیادی را با سرعت حداکثری اش نمی تواند حرکت کند. گوزن های تامسون سرعت حداکثری شان را تا بیش از نیم ساعت هم ادامه داده اند و البته پس ازآن هم می توانند بدوند اما با سرعتی کمتر.

80 کیلومتر در ساعت
 

سلطان جانوران وحشی- شیرها- چندان به سرعت زیاد برای ادامه حیاتشان نیازی ندارند. آنها در گروه های بزرگ به شکار می پردازند. شیرهای نر که دیگر هیچ. بیشتر وظیفه شکار را ماده ها به عهده دارند اما یک شیر نر زمانی که سرحال است می تواند تا 80 کیلومتر در ساعت هم بدود.

80 کیلومتر در ساعت
 

به نظر می آید که این پستاندار دومین جانور پر سرعت خشکی های زمین باشد، هر چند تاکنون سرعت آن را با دقت بالایی اندازه گیری نکرده اند. البته سرعت آنتلوپ هم از یوزپلنگ کمتراست اما می تواند مدت زمان بیشتری را نسبت به یوزپلنگ ها با این سرعت بدود. آنتلوپ ها سریع می دوند و زمان طولانی ای را با این سرعت ادامه می دهند. آنها صفر تا صد خوبی دارند و ظرف هفت ثانیه به سرعت ماکزیمم می رسند. حداکثر سرعتشان را تا ده دقیقه تاب می آورند.

سرعت کالیبره شده
 

اگر بخواهیم دقیق تر به سرعت دویدن جانداران بپردازیم باید طول اعضای دونده آنها را هم وارد بازی کنیم. این نمودار سرعت موجودات زنده همان نمودار قبلی است که براساس طول اعضای دونده کالیبره شده یعنی باید تصور کنیم که طول اعضای دونده همه این موجودات را به یک اندازه برسانیم. با این کار ناگهان، سوسک حمام و سوسمار صدر نشین دونده ها می شوند. یوزپلنگ در مقام برابری با میمون پاتاس قرار می گیرد. انسان هم در کمال تعجب فقط اسب را زیر دست خودش می بیند. با این مقایسه معلوم می شود که طول اعضای دونده در سرعت آن موجود تاثیرزیادی دارد.

سرعت خام
 

همان طور که دیده می شود یوزپلنگ سریع ترین دونده روی زمین است. این نمودار مقایسه ای بین سرعت چند موجود زنده و انسان در حالتی که هیچ پردازشی روی آن انجام نشده است. بنابراین یوز در صدر است و انسان فقط از سوسمار و سوسک حمام سریع تر می دود. بنابراین موجودات را در یک مسابقه دوی خیالی تصور کنیم حتماً یوز برنده می شود.

80 کیلومتر در ساعت
 

گاومیش ها هم ازآن دسته موجوداتی هستند که سرعت زیادشان را برای فرار از دست شکارچیان نیاز دارند. آنها در دشت های وسیع آفریقایی با کمک گرفتن از سرعت زیادشان از دست گربه سانان درنده ای همچون یوزپلنگ ها و شیرها فرار می کنند. گاومیش ها کمتراز ده ثانیه زمان نیاز دارند تا به ماکزیمم سرعتشان برسند و مدتی طولانی با آن سرعت حرکت می کند. اگرکمی از سرعتشان کم کنند ( مثلاً تا 60کیلومتر) می توانند مدت های طولانی ای با این سرعت حرکت کنند.

112 کیلومتر در ساعت
 

یوزها سریع ترین جانوران روی خشکی هستند. حتی سرعت 120 کیلومتری هم برای آنها ثبت شده است اما متأسفانه یوزها این سرعت را فقط در 460 متر دویدند حفظ کرده اند و پس از آن به راحتی سرعتشان را از دست می دهند. جالب است بدانید شتاب این جانوران هم در میان همه جانوران کره زمین زبانزد و منحصر به فرد است. آنها سرعت صفر تا 110 کیلومتر در ساعت را فقط در سه ثانیه کسب می کنند.


 
نگاهی نوبه پدیده انقراض!
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:


  "بگو،به هرآن چه درآسمان هاو زمین است،ژرف بنگرید."
سوره یونس،آیه101
به نظر می رسد گاهی لازم است برخی مفاهیم علمی،مورد تجدید نظر قرار گیرند تا مفهومی کامل تر،دقیق تر والبته نزدیک تربه حقیقت ازآنها ارائه شودو این موضوع کاملا طبیعی است،چراکه علم درهر حوزه ای هر روز دچار تحول و دگرگونی می شودویافته های جدیداقتضا می کندتا تعریف هاو قانون هادوباره بررسی شوند.
مفهوم انقراض موجودات زنده نیز ازاین امر مستثنی نیست.دانشمندان زیست شناس و دیرینه شناس،انقراض رابه طور کلی این گونه تعریف کرده اند:"انقراض یعنی ازبین رفتن همه افراد یگ گونه".اما تعریف دیگری نیز وجود دارد وآن انقراض گروهی است.انقراض گروهی یعنی مرگ تمام اعضای متعلق به بسیاری ازگونه های مختلف که تحت تأثیرتغییرات شدید بوم شناختی رخ داده باشد.در طول تاریخ زمین،انقراض های گروهی بارها اتفاق افتاده اندکه 5 انقراض بزرگ دسته جمعی در دوران های مختلف شناسایی شده است.این انقراض های گروهی به ترتیب در پایان دوره های اردوویسین(440میلیون سال پیش)،دوونین(360م س پ)،پرمین(250م س پ)،تریاس(210م س پ)وکرتاسه(65م س پ)روی دادند.
تعریف اخیراز انقراض ظاهرا بی نقص،کامل وجامع است.ولی دراین میان پارادوکس یا تناقضی به وجود می آیدو هنگامی آشکار می شود که مشاهده می کنیم بسیاری ازموجودات زنده امروزی،نوادگان جاندارانی هستندکه ما آنها رامنقرض شده می پنداریم.مثلا تکامل بند پایان امروزی ازنیکان خود به نام تریلوبیت ها که در دوران اول زمین شناسی وجود داشته اندو امروزه دیگر شاهدآنها نیستیم ویا پیدایش پرندگان و خزندگان عهدحاضر دراثر تغییرشکل دایناسورها ومثال های دیگر.شواهد و مدارک علمی موجود نشان می دهند که این تداوم نسل براساس فرآیندتکامل به شکلی شگفت انگیز روی داده است وهمچنان نیز ادامه دارد.

نگاهی نوبه پدیده انقراض!

اما موضوع تناقض مذکور این است که اگر موجودات قدیمی رادر همان زمان به یکباره منقرض شده فرض کنیم،پس چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم ازآنها فرزندانی باقی مانده باشد تادر نسل های بعدی دگرگون شوند واین باتعریف انقراض گروهی سازگارنیست.در نتیجه باید حداقل تعدادی ازآنهاازآن تغییرات شدید بوم شناختی جان سالم به در برده باشند تا نوادگان شان در طی نسل های مختلف تغییر حاصل کنند.مثلا در مورد همان دایناسورها اگر قائل به این امر باشیم که همه آنها در طی پنجمین انقراض گروهی به علت برخورد شهاب سنگ ها ویا فوران های آتشفشانی،در پایان دوره کرتاسه ازبین رفته اند،پس فرآیند تغییر شکل وتکامل پرندگان و خزندگان ازآنها بی معنا خواهد شد.بنابراین بهتر است بادیدگاهی دیگر به پدیده انقراض نگاه کنیم:
ازیک منظر،تعریف کلی انقراض می تواند دو جنبه داشته باشد و ازاین جهت می توانیم انقراض رابه دو دسته تقسیم کنیم؛انقراض آنی یا ناگهانی و انقراض تدریجی.انقراض ناگهانی رامی توان به این صورت تعریف نمود:"نابودی همه افراد گونه ای خاص دریک بازه زمانی بسیار کوتاه به هر علتی مثلا دراثریک فاجعه".که این تعریف،ازبرخی جهات شبیه به تعریف انقراض گروهی است.دراین مورد شواهد زیادی به لحاظ دیرینه شناسی وجود داردو فسیل های یافت شده نیز موید آن هستند.جاندارانی که در مدت زمانی اندک در مقیاس زمین شناسی و در وسعت جغرافیایی محدودی زیسته و سپس ازمیان رفته انداز این جمله اند که به فسیل آنها فسیل شاخص می گویند.ازعوامل دخیل دراین نوع انقراض می توان حادثه یافاجعه ای رانام برد که تمام افراد جمعیت یک گونه را درکوتاه ترین زمان ممکن ازبین ببردکه دراین صورت دیگر نسلی ازآنها باقی نخواهد ماند.این فاجعه لزوما برخورد یک شهاب سنگ یا فوران آتشفشانی نیست.اعمال نادرست انسان هم می توانددر زمره این فجایع باشد.به عنوان مثال تصور کنیم یک شکارچی بی رحم به جان گونه ای ازیک جانور نادر و کمیاب دریک جزیره کوچک بیفتد.در ضمن فرض کنیم این جانور،تنها و تنها دراین جزیره زندگی می کندو درهیچ جای دیگری ازجهان ازجهان نمی توان فردی ازآن رایافت.نتیجه،نابودی کامل و درواقع انقراض ناگهانی این جانور و محو آن ازجهان هستی است.متاسفانه آمار انقراض ناگهانی گونه های زیستی به دست انسان بسیار بالاست.شاید یکی ازمثال های فراموش نشدنی آن نابودی نسل پرنده ای به نام دودو باشدکه درجزیره موریس می زیست وظرف مدتی کوتاه(کمتراز یک قرن)به دست مهاجران سفیدپوست به کلی نابود شدو به جرات می توان گفت انسان با طبیعت رقابتی عجیب برسرانقراض موجودات زنده دارد!
اما ازآن طرف انقراض تدریجی رامی توان به این شکل تعریف نمود:"تغییر تدریجی و دگرگون شدن موجودات زنده که میلیون ها سال به طول انجامیده وحالا شاهد گونه های تغییر یافته جدیدی ازآنها هستیم که دیگر کاملا مانند نیاکان خود نیستند".این تعریف مترادف بافرآیند تغییر شکل است.بهترین مثال هم برای این نوع انقراض،همان تغییر شکل دایناسورهاست که به تکامل پرندگان و خزندگان امروزی منجر شده است.از عوامل موثر در انقراض تدریجی می توان به تغییرات وسیع و طولانی مدت اقلیمی و جغرافیایی و تاثیر تدریجی آن بر ارگانیسم جانداران،سازگاری بامحیط و اصل انتخاب طبیعی،وراثت و جهش های ژنتیکی،شکار،مهاجرت ها و سایرعوامل زیست شناختی،بوم شناختی و زمین شناختی اشاره نمود.
بااین تفسیر،حال اگر بخواهیم بگوییم در گذشته موجوداتی وجود داشته اند که دیگر نسلی ازآنها باقی نمانده تا امروز به گونه ای جدید تبدیل شود،بهتر است دراین مورد ازواژه انقراض ناگهانی استفاده کنیم.مانند انسان نئاندرتال،ماموت ها وحتی برخی ازگونه های دایناسورها وغیره که همگی در درخت پرشاخ و برگ زندگی به شاخه ای خشکیده بدل شده ودیگر تداوم نیافتند.در غیراین صورت صحیح تر خواهد بود تا یا اصلا از واژه انقراض استفاده نکنیم و یا اصطلاح انقراض تدریجی رابه کارببریم.
اگر چه شاید کاربرد این تعریف ها هم به طور مطلق درست نباشد وبا درک بهتر مسائل مربوطه درآینده بتوان به تعریف هایی نزدیک تر به حقیقت رسید.شما چه می اندیشید؟


 
گیاهان شکارچی
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:


 

همیشه تصورات عجیبی از گیاهان گوشتخوار در ذهن انسان ها وجود دارد . گیاهان افسانه ای و عجیب موضوع تعداد زیادی از کتاب ها وفیلم ها و داستان ها گیاهان گوشتخوار به شکل اغراق آمیزی با اندازه های خیلی بزرگ یا توانایی های خارق العاده نمایش داده شده اند که البته این فیلم ها طرفداران بسیار زیادی هم دارند . در سال 1878 دکتر کارل لیچه، جهانگرد و باستان شناس معروف گزارش داد که دختری توسط یک درخت در جنگل های مادگاسکار بلعیده شده است . بعد از تحقیقات فراوان مشخص شد که این دختر ساکن یکی از قبایل ساکن در اطراف جنگل بوده ، چند روزی است که ناپدید شده و خبری از او نیست . البته از درخت آدمخواری که دکتر و مردم محلی از آن حرف می زدند ، هم خبری نبود . در واقع درختی با آن خصوصیات در جنگل های ماداگاسکار پیدا نشد و از آن روز به بعد تحقیقات در مورد حقیقت داشتن گیاهان آدمخوار ادامه دارد و بسیاری معتقدند که پیدا نکردن این نوع گیاه دلیلی بر وجود نداشتن آن نیست .

گیاهان گوشتخوار گیاهانی هستند که بسیاری از مواد مغذی خود را به جز انرژی از طریق تله گذاری و خوردن جانوران کوچک که معمولا حشرات هستند به دست می آورند . گیاهان گوشتخوار بیشتر در مناطقی مانند مرداب یا لجنزار رشد می کنند و از آنجا که خاک این مناطق از لحاظ مواد غذایی به خصوص نیتروژن که یکی از عوامل اصلی در زنده ماندن آنهاست ، غنی نیست از این رو با شکار مواد لازم برای زنده ماندن را به دست می آوردند . در سال 1875 چارلز داروین تحقیقات زیادی راجع به گیاهان گوشتخوار انجام داد و نتیجه تحقیقاتش را در کتابی به چاپ رساند . طبق تحقیقات در حدود 630 گونه گیاه گوشتخوار در دنیا وجود دارد که از طریق شکار حیوانات کوچک و حشرات ، مواد معدنی و آنزیم های مورد نیاز خود را تامین می کنند که البته 300 نوع از آنها در بسیاری از جنگل های دنیا دیده می شوند و باقی آنها از موارد بسیار نادر هستند . البته از این 300 گونه نیز امروزه انواع کمتری یافت می شود و اکثر آنها بر اثر شرایط ناپایدار آب و هوایی منقرض شده اند .


 
این حیوانات خوش بو!
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦  کلمات کلیدی:

رایحه های شگفت انگیز با منشا حیوانی
 

رایحه و عطر خوش ، همیشه مختص به گل ها و گیاهان خوش بو و معطر نیست بلکه در این کره پهناور رایحه های شگفت انگیز و بسیار دلنشینی وجود دارد که منشا حیوانی دارند. چند سال پیش که به دلیلی در "خُنج" لارستان در جنوب استان "فارس" بودم ، روزی دوستانم عقربی گرفتند، آن را در شیشه انداختند و با خودکار با آن جانور بازی کردند . در نهایت ، عقرب خودکشی کرد. آنها برای من تعریف کردند که چند لحظه بعد بوی خودشی از درون آن شیشه به هوا برخاست که منشاآن رایحه ، زهر آن عقرب بود. آیا واقعا هم عقرب ها زهر خوش بویی دارند یا این منحصر به عقرب های "خنج" لارستان است ؟
به هر روی ، این پیش زمینه باعث شد که راجع به رایحه های شگفت انگیز و خوش بو با منشا حیوانی جست و جو و تحقیق کنم و نتایج مشتاقان دانش ارائه نمایم.


 
← صفحه بعد